اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

172

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

من نيست و عاريه است . معاويه استاندارى خراسان را پس از عبد الرحمان بن زياد ، به سعيد بن عثمان ابن عفان داد و او از نهر عبور كرد و رو به بخارا نهاد ، پس خاتون ملكه بخارا خواستار صلح شد و سعيد پيشنهاد او را پذيرفت ، سپس ملكه از صلح منصرف شد و در سعيد طمع كرد ، پس سعيد با آنان جنگيد و ظفر يافت و كشتارى عظيم كرد و رهسپار سمرقند شد و آن را محاصره كرد ليكن نيروى فتح آن را نداشت و بر قلعه اى كه شاهزادگان در آن بودند ، دست يافت و چون بدست او افتادند ، مردم ( سمرقند ) خواستار صلح شدند و او قسم خورد كه همچنان بماند تا به شهر در آيد . [ 1 ] پس دروازه شهر به روى او باز شد و به شهر در آمد و بر قهندز [ 2 ] سنگى افكند و قثم بن عباس بن عبد المطلب همراه وى بود و در سمرقند وفات كرد [ 3 ] و چون خبر مرگش به عبد الله بن عباس رسيد ، گفت : چقدر فاصله افتاد ميان زادگاه و آرامگاهش ! زادگاهش در مكه است و قبرش در سمرقند . پس سعيد بن عثمان بسوى معاويه بازگشت و معاويه اسلم بن زرعه را بجاى او نهاد و سعيد به مدينه رفت و اسيرانى از شاهزادگان سغد همراه داشت ، پس بر او تاختند و او را كشتند و يك ديگر را نيز كشتند چنان كه يك نفر از ايشان باقى نماند . [ 4 ] چند ماهى اسلم بن زرعه بر سر كار بماند و عاملان خراسان در هرات ساكن مىشدند ، سپس معاويه خليد بن عبد الله حنفى را باستاندارى خراسان فرستاد و او آخرين والى معاويه بر خراسان بود .

--> [ 1 ] فتوح البلدان ص 401 ، تا آن را فتح كند و بر قهندزش ( تير يا سنگ ) افكند . [ 2 ] قهندز ، معرب كه كهندژ يعنى دژ كهنه است و استعمالش بقلعه هاى شهر اختصاص يافته ، مانند قلعه هاى سمرقند و بخارا و بلخ و نيشابور و مرو و جز اينها ( مراصد الاطلاع ) . [ 3 ] فتوح البلدان ص 402 ، و بقولى بشهادت رسيد . كامل ج 3 ص 253 ، قثم بن عباس بن عبد المطلب از كسانى بود كه همراه سعيد كشته شدند . [ 4 ] فتوح البلدان ص 402 - 403 . [ 5 ] ر . ك . معجم الانساب ص 76 .